تبليغاتX
تبليغات X
آرشیو متن ترانه های فارسی

FA lyric

بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستم
اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ ان هستم
بیا از غم شکایت کن که من همدرد تو هستم
اگر از عاقبت پرسی بدان نازک دلی هستم
بیا از درد حکایت کن که من محتاج ان هستم
اگر از زخم دل پرسی بدان مرهم بران بستم
مجنونم و مستم به پای تو نشستم
اخر ز بدیهات بیچاره شکستم
مجنونم و دستم به دامان تو بستم
هشیار شدم اخر از دام تو جستم
مجنونم و مستم به پای تو نشستم
عاشق شدم و من بیچاره شکستم 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 23:7 توسط FA lyric |

شاکي روزگار منم، تموم اين شهر متهم
يه حادثه چند ساعته با من مي‌آد قدم قدم
زخما دهن وا مي‌کنن، وقتي دل از دشنه پره
دست من‌و بگير که پام رو خون عشقم مي‌سره
بگو که از کدوم طرف مي‌شه به آرامش رسيد
وقتي تو چشم هر کسي برق فريب‌و مي‌شه ديد
راه ضيافت‌و به من دستاي کي نشون مي‌ده
وقتي که حتي گل سرخ اين روزا بوي خون مي‌ده
وقتي زندگي با چاقو قسمت مي‌شه
وقتي رفاقتا خيانت مي‌شه
محکمه‌تو تو خيابون بر پا کن
وقتي که عشق همرنگ نفرت مي‌شه
تمرين مرگ مي‌کنم تو گود اين پياده‌رو
يه چيزي انگار گم شده توي نگاه من و تو
دارم به داشتن يه زخم تو سينه عادت مي‌کنم
دارم شبام‌و با تن يه مرده قسمت مي‌کنم
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 20:13 توسط FA lyric |

چیزی بلد نیستم تا تو رو دلداری بدم
خدا به موقع می رسه فقط به این معتقدم
گریه نکن که بغض تو به من سرایت می کنه
فریاد تو شب رو شکست . کی جز تو جرات می کنه
چیزی بلد نیستم تا تو رو دلداری بدم
خدا به موقع می رسه فقط به این معتقدم
گریه نکن تا این قلب از شکستت مایوس شه
انقدر نگه دار اشکاتو که قدر اقیانوس شه
چیزی بلد نیستم تا تو رو دلداری بدم
خدا به موقع می رسه فقط به این معتقدم

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 17:27 توسط FA lyric |

جاده خوشبختی در دست تعمیره

دور بزن برگرد این اسمش تقدیره
پل رابطه در دست احداثه
تامین بودجه کار تو دست اندازه
چراغ های پارک همگی خاموشن
یه سری آدم اونجا یه چیز هایی میفروشن
یه راننده ناشی یه راننده مسته
هر طرف میری همه جا بنبسته
وقتی که عاشق بودن گناه
فرصت رابطه یک نگاه
معنی سکوت تو صدامه
نپرس از من نپرس از عشق
دولت بیدار فقط تو خوابه
منزل مقصود یه سرابه
عمر این قصه عمر حبابه
نپرس از من نپرس از عشق
فرشته ها رو خبر کنید این همه بس نیست
مشترک مورد نظر در دسترس نیست
تلفن امداد یک سره اشغال
این پیش شماره که مال پارسال
پول نداره ولی اخلاقش بد نیست
وقتی پول نداره اخلاق دیگه مطرح نیست
خواستم بیام پیشت خیابونا شلوغ بود
اگه گفتم دوستت دارم شوخی کردم اونهم یه دروغ بود
اقا دل خوش بگو سیری چنده؟
پسرم گوش کن نصیحت مثل پنده
جاده خوشبختی در دست تعمیره
دور بزن برگرد این اسمش تقدیره

+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 21:29 توسط FA lyric |


دنياي اين روزاي من

هم قد تن پوشم شوده

اينقدر دورم از توکه

دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من
درگير تنهايي شده
تنها مدارا ميکنيم
دنيا عجب جايي شده
هرشب تو روياي خودم .. آغوشتو تن ميکنم
آينده اين خونرو باشمع روشن ميکنم
هر شب تو رويا خودم
در حسرت فرداي تو
تقويمم و پر ميکنم
هر روز اين تنهايي و فردا رو تصور ميکنم
هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريک نيست
اينجا به جز دوريه تو .. چيزي به من نزديک نيست
هر شب تو رويا خودم
دنياي اين روزاي من
هم قد تن پوشم شوده
اينقدر دورم از تو که دنيا فراموشم شده
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:55 توسط FA lyric |

سوار خواهد آمد، سرای رفت و رو کن

کلوچه بر سبد نه، شراب در سبو کن

ز شست و شوی باران ، صفای گل فزون‌تر
کنار چشمه بنشین، نشاط شست‌و‌شو کن

جلیقه‌ی زری را ز جامه‌دان برآور
گرش رسیده زخمی، به چیرگی رفو کن

ز پول زر به گردن، ببند طوقی،
امابه سیم تو نیرزد، قیاس با گلو کن

به هفت رنگ شایان، یکی پری بیارای
ز چارقد نمایان، دو زلف از دو سو کن

ز گوشه خموشی، سه تار کهنه برکش
سرودی از جوانی، به پرده جست‌وجو کن

چه بود آن ترانه؟ بلی به یادم آمد
ترانه «ز دستم گلی بگیر و بو کن»

سکوت سهمگین را از این سرا بتاران
بخوان، برقص، آری، بخند و های ‌و هو کن

سوار چون درآید در آستان خانه
گلی بچین و با دل، نثار پای او کن

سوار در سرایت شبی به روز آرد
دهد به هر چه فرمان، سر از ادب فرو کن

سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت
نماز عاشقی را به خون دل وضو کن

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:45 توسط FA lyric |

این درسته تسلیم ,آره تو هستی

گرفتی دیگه تصمیمو,بارتو بستی
وقتی که بدترین خاطره هات
به تو می گه که دیگه باید خاتمه داد
سراسره وجوده تو خدشه دار شد
شاکی از مادری که بچه دار شد
به این دنیا اومدی و شدی ناخوانده وارد
حالام که می خوای بشی نارانده خارج
کسی به زندگیه تو وارد نشد
عمره تو به مو رسید و پاره نشد
ولی حالا خودت می خوای اونو پاره کنی
ولی دست نگه دار این کاره تو نیست
می خوای بمیری تا که بدونن بلکه قَدرت
یه شعر بنویسن رو سنگه قبرت
بگن حرفاش بینه همه گم بود بیچاره
یکی سره خاکت کمپوت بیاره
فکرت می کنه دلو قانع
که جونت رو زمین گروگانه
ولی بس کن, الان عصبی هستی این
نمی تونه باشه نظره اصلی

تو می دونی که سکوته بدنت
برابره با شکستو سقوطه وطنه
نروو که رفتنت دیگه بستنه
دره دفتره, آینده هاست
تو می دونی که طلوعه قدمت
به طرفه مرگ, یعنی غروبه وطنت
بمون با من بتاز پاینده باش
آینده هارو با من بساز

واسه چی تو می یای مرگتو طلب می کنی
فکره تو اینه تو دارری عقب می مونی
ببین. همه چی حلله فقط می دونی
الکی تو داری وقتتو طلف می کنی
خصلته آدما اینه که فراموش کارن
اگه تو بری یکی دیگرو در آغوش دارن
اینا رو می دونی حالا می خوای تو ,باز بری
نکنه که می خوای به دشمنات فاز بدی
پشته سرت زدن ! همه باهات بدَن
لحظه هات هدر , رفتو باز عقب
مو ندی از همه و لحظه هات غمه و
رنگه ماتمه و وقته مام کمه
متاسفانه غلطه,راهه تو سویه درکه
رهسپاره هدفه مرگبار كه منم
صد بار به سرم زد تا که قدم .
بردارم به طرفه مرگ ,واای این غلطه
نــــــه ...
تو می دونی که سکوته بدنت
برابره با شکستو سقوطه وطنه
نروو که رفتنت دیگه بستنه
دره دفتره آینده هاست
تو می دونی که طلوعه قدمت
به طرفه مرگ یعنی غروبه وطنت
بمون با من بتاز پاینده باش
آینده هارو با من بساز

می گی بازم یاس الکی رفت رو سن
ببین اشکه بعد از رفتنه تو هفت روزه
حالا چی شده واسه مرگ چراغت سبزه
واسه نجات رسیده همین یه راه به مغزت؟
می خوای خودتو بکشی بری که چی ؟
شیطونو لعنت کنو بگیر بشین
فک می کنی وقتی بری اون دسته پر
فرشته ها منتظرتن با دسته گل ؟
نه مطمئن باش از این خبرا نیست
خیلی رفتنو تو هم یه نفره لیستی
پاشو حالا بتکون گردو خاکتو
بترکون جهانه سرد و ساکتو
پاشو بگو خیلی مونده خسته شم
خودکشی هم واسه تو داره کسره شأن
دردای ما درسه اگه متنشو بخونیم
که وقتی رسیدیم بالا قدرشو بدونیم
دردا دارن می کنن با تو  دست رشته بازی
چیزی دور نمی مونه از چشمه قاضی
پس بگو فردایی بازم هست و بگو
این سختی ها بازندست
بگو فک می کنی از تو شکست خوردم
تو فک بکنی از تو یه دست بردم 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 19:49 توسط FA lyric |

تفنگت را زمین بگذار

که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی‌ست
زبان قهر چنگیزی‌ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده‌ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق‌گویی و حق‌جویی
و حق با توست
ولی حق را، برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:52 توسط FA lyric |

برفا نم نم روی گورا
سرما توی استخونا
روزام تقویم خط خرده
شبهام در سویت پژمورده
دنیا جفت دستات پوچه بن بست آغاز هر کوچه
یادت بوی ناب خونه
جای لبهات روی گونه
رفتن پر سوز و افسوسه
موندن اینجا یه کابوسه
دنیا جفت دستات پوچه بن بست آغاز هر کوچه
خاب پرواز روی ابرا
دود جنگ و مرگ و غوغا
سرباز دستات زیر سنگه
مرگت پیغام هر جنگه
دنیا جفت دستات پوچه بن بست آغاز هر کوچه

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 0:15 توسط FA lyric |

تقدير
يه کاري کن
خيال
سبب
مشکوک
رسيدي


>>برای دریافت کل آلبوم اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 21:19 توسط FA lyric |