سیاوش قمیشی- بی تو
من فقط عاشق اینم ، حرف قلبت رو بدونم
الکی بگم جدا شیم...
تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم، بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه تا
ببینم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم
تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم
روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیمو ، بذارم برای فردا
من فقط عاشق اینم
وقتی از همه کلافه ام
بشینم یه گوشه ی دنج
موهای تورو ببافم
عاشق اون لحظه ام که
پشت پنجره بشینم ، حواست به من نباشه
دزدکی تورو ببینم
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم
تا به جای تو بمیرم
![]() |
تو بارون که رفتي -شبم زير و رو شد يه بغض شکسته - رفيق گلوم شد تو بارون که رفتي - دل باغچه پژمرد تمام وجودم - توي آينه خط خورد هنوز وقتي بارون - تو کوچه مي باره دلم غصه داره - دلم بي قراره نه شب عاشقانه است - نه رويا قشنگه دلم بي تو خونه -دلم بي تو تنگه يه شب زير بارون - که چشمم به راهه مي بينم که کوچه -پر نور ماهه تو ماه مني که - تو بارون رسيدي اميد مني تو - شب نا اميدي |
![]() |
وي خونمون به ما ميگن فراري چاره اي نمونده جز رفتن و رفتن توي خونمون به ما ميگن فراري چاره اي نمونده جز رفتن و رفتن |
قرن ما
غريبه
حادثه
قناري
خرسند شديم
![]() |
اي پرنده محاجر سفرت سلامت اما به کجاميري عزيزم قفسه تموم دنيا روي شاخه هاي دوري چه خوشي داره صبوري وقتي خورشيدي نباشه تا هميشه سوت و کوري ميگذره روزاي عمرت توي جاده هاي خلوت تا بخواي بر گردي خونه گم ميشي تو باغ غربت واسه ما فرقي نداره هر جا باشيم شب نشينيم دلخوشيم به اين که شايد سحرو يه روز ببينيم آخرش يه روزي هجرت در خونتو ميکوبه تازه اون لحظه ميفهمي همه آسمون غروبه آخرش يه روزي هجرت در خونتو ميکوبه تازه اون لحظه ميفهمي همه آسمون غروبه ميگذره روزاي عمرت توي جاده هاي خلوت تا بخواي بر گردي خونه گم ميشي تو باغ غربت واسه ما فرقي نداره هر جا باشيم شب نشينيم دلخوشيم به اين که شايد سحرو يه روز ببينيم آخرش يه روزي هجرت در خونتو ميکوبه تازه اون لحظه ميفهمي همه آسمون غروبه آخرش يه روزي هجرت در خونتو ميکوبه تازه اون لحظه ميفهمي همه آسمون غروب |
![]() |
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار |
![]() |
خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون |
عادت
مسافر
بيا برگرد
سراب
قصه ي امير
كاش از اول
متن ترنه ها در ادامه مطلب
واسه پر کشیدن من ، خواستی آسمون نباشی
حالا پرپر می زنم تا ، همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پاییز ، رو تن لخت خیابون
نه به یاد تو نشستن زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره
ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه